ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
اینجا تازهترین برگکهاست: جملههایی که کتابخوانهای ابریشمک هنگامِ خواندن برداشتهاند و بعد از داوری منتشر شدهاند. روی نامِ هر کتاب برو تا همهی جملهها، نظرها و امتیازهای همان کتاب را ببینی.

«از خودت بپرس چه فرقی بین تو و من و مردانی که پشت میز مینشینند وجود دارد؟ذکاوت؟نه!لیاقت؟نه!»

«او در دنیای خودش زندگی میکند،یک دنیای شیشه ای کوچک،همه اش همین.»
«علم میگوید ماهی به خاطر دور شدن از آب، به دلایل طبیعی میمیرد. اما هرکس یک بار بالا پایین پریدن ماهی را دیده باشد، تصدیق میکند که ماهی از بیآبی به دلیل طبیعی نمیمیرد. ماهی به خاطر آب خودش را میکشد!»
«و چه خوب است كه هركسى گاه گاه به خلاف عادتش رفتار كند.»
«من ميل دارم كه زندگی كنم و خوشبخت باشم. مى دانم كه اگر پوچی و بى معنايى را تا پایان نتايجِ منطقى اش پیش ببريم نه مى توانيم خوشبخت بشويم و نه زندگی بكنيم.»
«بدبختى من اين است كه همه چیز را مى فهمم.»
«غم و اندوه رفتنی است..»
«ذهن آگاهی یعنی توجه آگاهانه به لحظه حال، افکار، احساسات عاطفی، احساسات فیزیکی، آن هم بدون قضاوت کردن آن ها.»
«ارتباط انسانی احتمالا قدرتمندترین ابزازی است که برای خارج کردن افکار از ذهنمان در اختیار داریم(صحبت با دوستان، خانواده، یا حتی یک درمانگر)»
«نشخوار فکری مارا دعوت می کند تا در بدترین افکار و بدترین خاطراتمان غرق شویم.»
«نشخوار فکری یعنی افکارمان را بارها و بارها برای دقیقه ها، ساعت ها، یا حتی روزها هم بزنیم.»
«وابی سابی پذیرش و ارزش دادن به ماهیت ناپایا و ناقص هرچیزی است.»
«وابی سابی تشخیص هدیه های ساده، آرام و طبیعی زندگی است.»
«راز وابی سابی در این است که دنیا را نه با ذهن منطقی بلکه با قلب پر احساس ببینیم.»
«اصول زیربنایی وابی سابی این است که کمالگرایی را رها کنیم و خودمان را همانگونه که هستیم بپذیریم.»
«وابی سابی وضعیتی قلبی است، دمی عمیق و بازدمی آرام است، در زمان قدردانی واقعی حس می شود. زمانی کامل در دنیایی ناکامل.»
«واقعیت زیبای وابی سابی در چیزها قرار ندارد، بلکه در ماهیت خود زندگیست.»
«در یک رابطهی خوب باید به خواسته های یکدیگر توجه داشت تا راه های توسعه فردی هموار شود.»
«روابط ازهم گسیخته و وابستگی بیش از حد و یکطرفه هرگز با نتیجه خوبی مواجه نخواهند شد. رابطه سالم و متعهدانه نیازمند وابستگی و دلهره نخواهد بود. در یک رابطه خوب باید آزادی و استقلال فکری و روحی وجود داشته باشد.»
«بروز عشق های عجولانه،وابستگی،ناپایداری،بیثبات بودند و عدم تعهد،از جمله مواردی است که قدرت تلهزندگی طردشدگی را بیش از پیش بالا میبرد.»
«فقط بابت اینکه یکی مرده از دوست داشتنش دست نمی کشیم که مخصوصا وقتی از همه اونایی که زنده ن هزار بارم بهتره.»
«گفتم: «من سی سالم است، پنج سال بزرگتر از آنی هستم که به خودم دروغ بگویم و اسمش را بگذارم غرور!»»
«من و افسره به هم گفتیم که از ملاقات هم خوش وقت شدیم این حالمو به هم می زنه. همیشه دارم به یکی میگم از ملاقاتت خوشحال شدم در صورتی که هیچم از ملاقاتش خوشحال نشدم گرچه. فکر می کنم اگه آدم میخواد زنده بمونه باید از این حرفام بزنه.»
«((تلاش برای شادمان تر بودن،درست مثل تلاش کردن،در جهت بلندقدتر شدن ،بیهوده است.))»
«مرگ چیز عجیبی است. آدمها تمام مدت عمرشان را طوری زندگی میکنند که انگار مرگ وجود ندارد؛ و در عین حال مرگ اغلب بزرگترین انگیزه آدمها برای زندگی کردن است.»
«اگر برای همیشه فراموشم کنی تورا به خاطر خواهم داشت بر زندگی حادثه ها خواهد رفت، اما تو مرا به یاد آور!»
«اما بدان که در زندگی هیچ آرمانی ارزش این همه حقارت و خواری را ندارد!»
««یک چیز حقیقت داره و هیچی حقیقت نداره،» «غنی، غنیتر میشه و فقیر بچهدار میشه،» «در این بین... در این حین،»»
«من به دسته جنایتکاران خوک صفت ملحق شدم.یک قاتل اجیر شده هستم با یک مسلسل دستی که در جعبه ویولون گذاشته شده است!»
«عشق اشتباهی خانمانسوز است و همدستش امید، خیالی باطل است. و در هر جای این زمین تفتیده که این دو گل زهرآگین سر بر می آوردند، مریم آن ها را از ریشه می کند و قبل از آن که پا بگیرند، دورشان می انداخت.»
«تمرین ذهن آگاهی درست مثل وزنه برداری در باشگاه است، با این تفاوت که این بار روی ماهیچه های ذهنمان کار می کنیم. هرچه ماهیچه های ذهنمان قوی تر شوند، توانایی ما برای انتخاب جایگاه انتخاب توجه و تمرکزمان نیز افزایش می یابد.»
«بسیاری از ما اصلا عادت نداریم از خودمان بپرسیم که چه می خواهیم و فقط روی چیزهایی تمرکز می کنیم که نمی خواهیم»
«وقتی صحبت از افکار می شود، قدرت ما در توجهی نهفته است که به آنها می کنیم. همه ما می توانیم جهت نورافکن توجهمان را آگاهانه انتخاب کنیم. یعنی آگاهانه انتخاب کنیم به کدام افکارمان توجه کنیم.»
«اگر بخواهیم جلوی برخی افکارمان را بگیریم، ناخودآگاه به آنها فکر می کنیم.»
«تلاش یکطرفه در رابطه با نتایج دلخواهی مواجه نخواهد بود.»
«عشق زمانی در یک رابطه قابل لمس است که رابطه با افراد متعهد و به صورت دو طرفه شکل بگیرد وگرنه ماحصل یک رابطه عاشقانه یکطرفه چیزی به غیراز سردرگمی و تنهایی نخواهد بود.»
«افراد عاطفی و آرام اصولا با افراد منطقی به برقراری رابطه اقدام میکنند.»
«برخورداری از روابط سالم میتواند تمرکز بر زندگی و رضایت از رابطه را بالا ببرد.»
«یادتان باشد افکار فقط افکارند، نه حقیقت محض.»
«قدرت هر تفکر به میزان بهایی بستگی دارد که ما به آن می دهیم.»
«فراشناخت؛ تفکر درباره افکار، فرایند عقب نشینی از افکار و فاصله گرفتن از آنهاست و به ما این امکان را می دهد تا افکارمان را همان طور که هستند ببینیم.»
«یکی از مهمترین مهارت هایی که باید برای برخورد و مقابله با افکارمان و تاثیر آن ها بر خلق و خویمان بیاموزیم، فاصله گرفتن از آنهاست.»
«اوه عزیزم خدا یک بچه از من گرفت و در عوض هزارتا بچه بهم داد»
«از نظر اوه، هر آدمى بايديک كارايى داشته باشد. و اوه خودش هميشه كارايى داشته، و هيچکس نمى تواند اين را از او بگيرد. اوه به همه وظايفش در قبال جامعه عمل كرده. كار كرده. هرگز مريض نشده، ازدواج كرده، قسط هايش را پرداخت كرده، ماليات داده، كار درست را انجام داده، اتومبيل درست و درمانى خريده، وحالا همين جامعه چطور از او قدردانى مى كند؟»
«آنچه با تفکر صفر و صدی (یا همه یا هیچ) از دست می دهیم، چیزی نیست جز فرصت تفکر منطقی، سنحیدن جنبه های مختلف بحث و رسیدن به قضاوتی دقیقتر»
«ما می توانیم برای موفقیت تلاش کنیم، اما باید شکست هایمان را هم در کنار آنها بپذیریم.»
«وقتی چیزی را باور می کنید، مغزتان محیط را برای پیدا کردن هر نشانه ای به منظور تایید صحت آن باور بررسی می کند. اطلاعاتی که باورهای مارا به چالش بکشند از نظر روانی برایمان تهدید کننده به شمار می روند. مغزمان تمایل دارد چنین اطلاعاتی را نادیده بگیرد و فقط اطلاعاتی را بپذیرد که با باورها و تجارب قبلیمان همخوانی دارند حتی اگر این باورها چیزی جز ناراحتی برایمان نداشته باشند.»
«وقتی احساساتمان شدید هستند، آنهارا به عنوان بازتابی از واقعیت تلقی می کنیم و در برابرشان آسیب پذیر می شویم. "چون دلم شور می زنه پس حتما قراره اتفاق بدی بیوفته"»
«به جاى اين تنهايی مسموم از حضور ديگران، كه تنهايى من است، مى توانستم مزه تنهايى حقيقى را، مزه سكوت و لرزش درخت را بچشم.»
«اما كدام تنهايى؟ تو نمى دانى كه آدم تنها هيچ وقت تنها نيست ! تو نمى دانى كه همه جا بار آينده و گذشته همراه ماست.»
«خاطرات, انگار توفانی, پیچ خورد توی کله ی مرد. از امامزاده یحیی، تا نامه ها، تا کاغذهای شعر، تا دیدارهای همه سکوت، تا نگاههای همه حرف، تا کلمات کم اما سخت، اما شیرین، اما بزرگ، تا لبخند، تا دوستت دارم های اول.دوم. سوم. هزارم، تا موج های تلخ، اولین اشک، دومین، چندمین، تا حقیقت سخت نتوانستن، نشدن، گریه های پنهانی، تا چراغانی شدن خانه معشوقه برای غیر، تا کوچکی، تا ناتوانی.»
«ما سمیع ایم و بصیریم و هش ایم با شما نامحرمان ما خامش ایم»
«یا چنان نمای که هستی یا چنان باش که می نمایی»
«آگاه شدن از چرخهی احساسات درونی در هر زمان بسیار مهم است.»
«جدایی،ضدحملهیی برای طرد شدگی است.وقتی شما از شریک زندگیتان جدا هستید دچار استیصال میشوید،درحالی که تلاش میکنید آنرا انکار کنید و معمولا برای اینکه خشم خودتان را پنهان کنید به خودتان دروغ میگویید که من به کسی نیازی ندارم.و در اینجا ضدحمله نوعی خشم و دلهره است که باهم ترکیب میشوند و بیشتر منجر به مجازات خودتان میشود تا شریک زندگیتان.»
«درک شرایط دوران کودکی برای داشتن یک زندگی ایدهآل،بسیار مهم است.»
«ممکن است شما در یک رابطه پایدار و سالمی قرار داشته باشید اما همچنان فکر میکنید فرجام این رابطه بیثباتی و تنهایی است...»
«حسادت و حس مالکیت از جمله موضوعات مشترک میان افرادی است که دچار تله زندگی طرد شدگی هستند.»
«میاندیشید: «یعنی چه؟آیا بهراستی باید مرد؟» و ندای درونش جواب میداد: «بله، حقیقت است و باید مرد» میپرسید: «ولی آخر اینهمه رنج برای چیست؟» و ندا جواب میداد: «دلیلی نیست، برای هیچ» و همین.»
«چه کسی میفهمد؟ هیچکس. و شاید بهترهم همین باشد؛ شاید بهتراست که دیگران ندانند چه بر سرم آمده. در این تنهایی، دیگر نیازی به توضیح دادن نیست.»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.