داستان یک رواندرمانگر و بیمارش را با اندیشههای شوپنهاور درهم میآمیزد و از طریق جلسات درمان، سراغ تنهایی، روابط، مرگ، آزادی و معنای زندگی میرود.
فلسفی، روانشناختی و نسبتاً تلخ، اما همزمان جذاب و داستانی؛ برخلاف ظاهرش قرار نیست فقط دربارهی شوپنهاور باشد. این فکر که رنج انسان فقط از تنهایی نمیآید؛ گاهی از ناتوانی ما در ارتباط واقعی با دیگران و فهمیدن خودمان میآید.
به درد چه کسی میخورد
اگر هم به روانشناسی و رواندرمانی علاقه داری و هم به فلسفه، مخصوصاً اگر از کتابهایی خوشت میآید که داستان را با بحثهای عمیق دربارهی زندگی ترکیب میکنند، احتمالاً دوستش داری.
نوشتهینسترن