آخرین روز یک محکوم به اعدام برای من کتابیه که ایده و تأثیرش از خود داستانش قویتره.
من بیشتر از اینکه باهاش مثل یک رمان داستانی ارتباط بگیرم، با ترسِ انتظار ارتباط گرفتم اینکه آدم میدونه قراره بمیره ولی دقیقاً نمیدونه چطور میتونه با این واقعیت کنار بیاد. همین باعث میشه بعضی قسمتها واقعاً سنگین بشن ریتمش گاهی یکنواخت میشه و اگر دنبال اتفاق و داستانپردازی زیاد باشی، ممکنه حوصلهات سر بره. اگر کتابهای کوتاه، تلخ دوست داشته باشی، به نظرم ارزش خوندن داره ولی اگر دنبال رمان پرحادثه و شخصیتپردازی مفصل هستی، احتمالاً خیلی خوشت نیاد.