روایت کودکی ک در تنهایی با زندگی مواجه میشه.
زندگی در پیش رو داستان پسربچهای به نام «مومو» است که در محلهای فقیرنشین در پاریس، نزد زنی سالخورده به نام «مادام رُزا» بزرگ میشود. روایت از زبان موموست و همین نگاه کودکانه، ساده و گاهی بازیگوشانه، باعث میشود با موضوعاتی سنگین مثل تنهایی، فقر، پیری، عشق، مهاجرت و مرگ، به شکلی متفاوت روبهرو شویم. رومن گاری در این کتاب بدون اینکه احساسات را به خواننده تحمیل کند، تصویری بسیار انسانی از آدمهایی میسازد که هرکدام به نوعی در حاشیهی جامعه زندگی میکنند و بیش از هر چیز به محبت و دیدهشدن نیاز دارند. شاید زیبایی کتاب همین تضاد باشد؛ روایتی که از زبان یک کودک تعریف میشود، اما دربارهی بزرگترین و سختترین بخشهای زندگی حرف میزند.
به درد چه کسی میخورد
اگر کتابهای انسانی، احساسی و شخصیتمحور دوست داری و میخوای در عین سادگی، حرفهای عمیقی دربارهی زندگی و آدمها بخونی، احتمالاً «زندگی در پیش رو» خیلی به دلت میشینه.
نوشتهیمهدا