داستانِ عشقی است که بهجای آرام کردن آدمها، آنها را به جان خودشان و یکدیگر میاندازد.
خلاصه کتاب :
وودرینگ هایتس در این داستان نام عمارت خانوادگی ارنشاو است و به معنی خانه ای است که روی تپه و در معرض باد ساخته شده. واژه Wuthering از کلمه ای اسکاتلندی گرفته شده است و به توفانی که اطراف خانه اصلی داستان وجود دارد اشاره می کند و نمادی از فضای پر سر و صدای داستان است
شروع داستان از اونجاست که آقای لاکوود وارد عمارت میشه و کنجکاو میشه در مورد عمارت و آدماش بیشتر بدونه و الن ، خدمتکارش قصه رو براش تعریف میکنه....
در یک شب بارانی پدر خانوادهی ارنشاو از شهر برمیگرده و پسربچهای سیاه پوست رو با خودش به خونه میاره اون پسربچه ، هیت کلیف کولی زاده ای است که با ورودش سرنوشت همهی خانواده رو تحت تاثیر قرار میده... هیندلی پسر ارشد خانواده از همون ابتدا از هیت کلیف به شدت متنفره اما بین هیت کلیف و کاترین دختر کوچک خانواده پیوند عاطفی عمیق و عجیبی شکل میگیره... عشقی پرفراز ونشیب و ویرانگر... هیندلی مانعی بین خواهرش و هیتکلیف میشه و اوضاع با ازدواج کاترین با مرد ثروتمندی به نام ادگار وخیمتر میشه...
سرفصلها
- شروع: ورود آقای لاکوود به بلندیهای بادگیر
- هیثکلیف: آشنایی با شخصیت مرموز و خشن داستان
- کاترین و هیثکلیف: شکلگیری عشق عمیق و پیچیده آنها
- جدایی: کاترین تصمیم میگیرد با ادگار لینتون ازدواج کند.
- انتقام هیثکلیف: بازگشت هیثکلیف و آغاز انتقام از خانوادهها
- مرگ کاترین: عشق و خشم هیثکلیف به اوج میرسد.
- نسل بعد: داستان فرزندان و وارثان شخصیتهای اصلی ادامه پیدا میکند.
- انتقام: هیثکلیف تلاش میکند نسل بعد را نیز تحت سلطه خود بگیرد.
- تغییر: رابطه کتی و هِیرتون به تدریج خشونت گذشته را کنار میزند.
- پایان: هیثکلیف از انتقام دست میکشد و سرنوشت عاشقانه داستان به آرامش نزدیک میشود
به درد چه کسی میخورد
اگر داستانهای عاشقانهی معمولی حوصلهات را سر میبرند و رابطههای پیچیده، تاریک و روانشناختی دوست داری، احتمالاً خیلی باهاش ارتباط میگیری.