کتاب کوتاهیه، ولی موضوعاتی که باز میکنه خیلی بزرگتر از حجمشه. من با همهی حرفهاش موافق نبودم، ولی به نظرم ارزش خوندن داره چون بعدش چندتا سؤال رو با خودت میبری بیرون از کتاب.
ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «نامه به کودکی که هرگز زاده نشد ...»، نشر نگاه است. در ابریشمک ۲ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
این اثر، رمانی از «اوریانا فالاچی»، نویسنده و خبرنگار ایتالیایی است که در سال 1975 منتشر شد. این کتاب با زاویه دید اول شخص و در قالب نامهای از راوی داستان که زنی جوان است، خطاب به جنینی که در رحم دارد نوشته شده که فرزند نازادهاش را از مصیبتهای دنیا و بیرحمی آن میآگاهاند. او این نوشتهها را این گونه آغاز میکند: «آن شب حس کردم تو هستی! قطرهای از زندگی که از نیستی رها شده باشد. روی تختخواب دراز کشیده بودم، چشمهایم در تاریکی باز بود، و ناگهان، در این تاریکی، روشنی یقینی درخشیدن گرفت، آری، تو آنجا بودی، تو وجود داشتی.»
۰
در حال خواندن
۲
خواندهام
۰
خواهم خواند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
کتاب کوتاهیه، ولی موضوعاتی که باز میکنه خیلی بزرگتر از حجمشه. من با همهی حرفهاش موافق نبودم، ولی به نظرم ارزش خوندن داره چون بعدش چندتا سؤال رو با خودت میبری بیرون از کتاب.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.