قصهی مردی که میخواست از درد رها شود و پزشکی که در درمان او، خودش را پیدا
«آدم وقتی از رنجش فرار میکند، بیشتر اسیرش میشود؛ رهایی از جایی شروع میشود که جرئت کنی خودت را همانطور که هستی ببینی.»
اگر بزرگترین فیلسوفان هم روزی از زندگی خسته شوند، چه کسی میتواند به آنها کمک کند؟ «وقتی نیچه گریست» رمانیست که مرز میان فلسفه و روانشناسی را محو میکند و خواننده را به گفتوگویی عمیق دربارهی رنج، عشق، تنهایی و معنای زندگی میبرد. اروین یالوم در این کتاب، نیچه، پزشک جوانی به نام یوزف برویر و در نهایت فروید جوان را در داستانی خیالی کنار هم قرار میدهد؛ داستانی که در آن قرار است پزشک، فیلسوف را درمان کند، اما کمکم خودش هم با زخمها و ترسهای پنهانش روبهرو میشود. جذابیت کتاب فقط در حضور چهرههای بزرگی مثل نیچه و فروید نیست؛ بلکه در این پرسش ساده و عمیق است که آیا کسی که قرار است دیگری را نجات دهد، خودش از زخمهایش رها شده است؟ یالوم با زبانی روان، مفاهیم فلسفی و روانشناختی را وارد یک داستان انسانی میکند و نشان میدهد گاهی برای فهمیدن دیگری، ناچاریم ابتدا با خودمان روبهرو شویم. «وقتی نیچه گریست» برای کسانیست که دوست دارند هم داستان بخوانند و هم در میان صفحات کتاب، کمی دربارهی خودشان، انتخابهایشان و معنای زندگی فکر کنند.
سرفصلها
- کتاب حول محور این ۵ اصل بیشتر می گردد
- رنج،تنهایی،آزادی، مسئولیت انتخابها و بازگشت ابدیست .
به درد چه کسی میخورد
اگر زیاد فکر میکنی و دنبال معنای پشتِ اتفاقهای زندگی هستی. یه رنج یا فقدان رو با خودت حمل میکنی و میخوای بفهمیش، نه فقط فراموشش کنی اگر دست و بالت رو کلماتی مثل وظیفه، ادب، ایمان و مهربانی بسته، این کتاب رو بخون و رهایی رو برای خودت به ارمقان بیار. اگر حس میکنی پوچ ترین هستی این کتاب رو بخون