داستان مردمیست که وقتی مجبور میشوند نقش مسیح را بازی کنند، تازه باید بفهمند معنای واقعیِ مسیح بودن، ایمان داشتن و انسان بودن چیست.
رمانیست دربارهی گروهی از مردم یک روستای یونانی که تصمیم میگیرند برای اجرای نمایش مصائب مسیح، نقشهای مختلف را میان خودشان تقسیم کنند. اما اتفاقهای واقعی زندگی کمکم شبیه همان نقشهایی میشوند که بازی میکنند و شخصیتها مجبور میشوند میان ایمان، انسانیت، ترس و منافع شخصی یکی را انتخاب کنند.
کازانتزاکیس در این رمان فقط دربارهی دین حرف نمیزند؛ بیشتر به این میپردازد که ایمان واقعی در رفتار انسان با دیگران چه معنایی پیدا میکند. فقر، بیعدالتی، مهاجرت، قدرت، تعصب، بخشش و فداکاری در داستان پررنگاند و شخصیتها در موقعیتهایی قرار میگیرند که باورهایشان را به چالش میکشد.
فضای کتاب گاهی تلخ، سنگین و بسیار انسانی است، اما در کنار آن، عشق به زندگی و امید هم دیده میشود. مثل بسیاری از آثار کازانتزاکیس، اینجا هم کشمکش میان روح و جسم، ایمان و تردید، و فرد و جامعه اهمیت زیادی دارد.
سرفصلها
- ایمان و تردید
- فقر و بیعدالتی
- فداکاری و بخشش
- عشق و انساندوستی
- تعصب و پیشداوری
- قدرت و سوءاستفاده
- مهاجرت و آوارگی
- مسئولیت فردی
- مرگ و رنج
- آزادی و انتخاب
- خیرخواهی و خودخواهی
- معنای واقعی ایمان
به درد چه کسی میخورد
به درد کسی میخوره که رمانهای فلسفی، اجتماعی و عمیق را دوست دارد و از کتابهایی که دربارهی ایمان، انسان و معنای زندگی سؤال ایجاد میکنند لذت میبرد.
نوشتهیمهدا